Add your content here
Add your content here

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

[ad_1]

یکی از کلماتی که در سال 2020 بر جامعه کره حاکم بود “عدالت” بود. در حقیقت ، برای مدت طولانی ، عدالت همیشه مفهومی بوده است که هنگام تبیین فرهنگ جوانان ظاهر می شود. کلمه “نسل منصفانه” حتی مطرح شد و خواست آنها برای عدالت “ایدئولوژی نئولیبرالی” بود که ساختار تبعیض و نابرابری را ایجاد می کرد. تقاضا برای “عدالت” یک جبهه مقابله ای از ارزشها را برای هر مسئله در انتظار ، از انتقال به کار منظم در فرودگاه بین المللی اینچئون تا امتناع از امتحانات ملی توسط دانشجویان پزشکی ، مشخص کرد.

آیا برای جامعه ای که توانایی “توانایی” داشته باشد خوب نیست؟

وقتی روشنفکران لیبرال دلیل مشکل ساز بودن عدالت را توضیح می دهند ، “شایسته سالاری” کلمه ای است که همیشه مطرح می شود. این شانس اجتماعی است که در موفقیت فرد تأثیر می گذارد ، نه توانایی نشان دادن خصوصیات یا استعدادهای فردی ، و شایستگی این نکته را پنهان می کند. او به استثنای شانس اجتماعی انتقاد می کند که صرفاً صحبت کردن در مورد توانایی های فردی توهمی است که نابرابری اجتماعی را در بر می گیرد. این انتقاد از شایستگی احتمالاً در دنیای تجربه روزمره ، یعنی رد خواهد شد. در جهان عقل سلیم مردم همچنین تصور می کنند که بین توانایی ها تفاوت هایی در افراد وجود دارد و نباید تفاوت توانایی های فردی را به صورت پیش پا افتاده درمان کرد. دلیل اینکه افراد شایستگی را تأیید می کنند به این دلیل نیست که آنها فکر می کنند هیچ تفاوتی در توانایی های همان گروه با خانواده خودشان که یک شانس اجتماعی است وجود ندارد ، بلکه به این دلیل است که آنها آن را به عنوان توانایی فردی تشخیص می دهند ، حتی اگر آن را تشخیص دهند. برای من ، جامعه کره به دلیل لیاقت بیش از حد مشکلی ایجاد نمی کند ، بلکه به این دلیل امکان پذیر نیست. در جامعه ای که به دلیل امتیازات از قبل مشکل ساز شده است ، این س ofال مطرح است که آیا جامعه متمرکز بر توانایی ها است و نه امتیازات ، جامعه خوبی است؟ بنابراین ، اگر شایستگی در درجه اول بر توانایی ها متمرکز است و با توجه به توانایی ها متفاوت جبران می کند ، فکر اینکه مشکلی وجود ندارد ، حتی اگر نابرابری به همین ترتیب بدتر شود ، قوی تر است. بنابراین من پرسیدم که چرا روند کار یک مشکل است ، اما اگر به دلیل شایسته گرایی باشد ، آنها تمایل دارند انتقادات را بیشتر رد کنند. بلکه فکر می کنم این فرایند قابل تحقق است. یک دلیل دارد در گذشته ، شانس و توانایی های اجتماعی به طور واضحی تفاوت داشتند. زندگی خوب در خانه یا داشتن روابط خوب ، شانس اجتماعی بود تا توانایی. وقتی این شانس اجتماعی رابطه مستقیمی با موفقیت و شکست زندگی داشته باشد ، یک “امتیاز” محسوب می شود. جامعه نظام قانونی به طور کلی آن را قانونی می داند ، اما این امتیاز حتی پس از لغو سیستم قانونی نیز ادامه دارد. با غلبه بر رویه های اجتماعی یا امتیازات برون قانونی ، عدالت به معنای متوقف کردن امتیازات کار و جلوگیری از تداخل توانایی های خود شانس اجتماعی بود. یک نمونه نماینده این است که در دهه 1980 کلاسهای آکادمیک و تدریس در کره کاملا ممنوع بود. اما زمان تغییر کرده است. این دوره کاملاً شانس اجتماعی و “صلاحیت شخصی” را به روش های مختلف و نه امتیاز ، با هم ترکیب می کند. با “سرمایه گذاری” ساخته شده است. برای کشف استعداد ما ، شانس اجتماعی به چیزی تبدیل شده است که باید از طریق سرمایه گذاری تحقق یابد ، نه به عنوان یک امتیاز. سرمایه گذاری ها برای محاسبه و مطالعه دقیق و سپس محاسبه خوب به تلاش و صلاحیت نیاز دارند تا با جسارت از آنها برای بهینه سازی موارد استفاده شود. امتیازات فقط به وابستگی و وضعیت نیاز دارند ، بدون تلاش.

“امتیاز” بدون هیچ کمالی

بنابراین وقتی شانس اجتماعی به یک هدف سرمایه گذاری تبدیل شود ، این یک امتیاز نیست. شانس اجتماعی را باید با تلاش نشان داد. توانایی لازم است. این اصلاً اتهامی نیست. بلکه چیز فوق العاده ای ستوده می شود. حتی اگر شانس اجتماعی پول باشد. وقتی پول مستقیماً در عملکرد تداخل ایجاد می کند یک امتیاز است ، اما وقتی می خواهیم برای تحقق آن سرمایه گذاری در استعدادها را انجام دهیم ، مشکل از بین می رود. این بدان دلیل است که سرمایه گذاری ، برخلاف امتیاز ، در تلاش عملی خود “تلاش و استعداد” را شامل می شود: چه نوع استعداد و تلاش لازم است؟ ویژگی امتیاز “سو abuse استفاده” است. از امتیازات حتی در صورت سو ab استفاده استفاده نمی شود. از آنجا که به آن وضعیت داده می شود ، مشکلی وجود ندارد ، حتی اگر در هر زمان به طور نامحدود استفاده شود. با این حال ، سرمایه گذاری به عنوان “داده شده” محدود شناخته می شود ، نه به عنوان بی نهایت. بنابراین ، یکی از اصول مهم سرمایه گذاری “بهینه سازی” است. چقدر می توان از شانس اجتماعی بهینه و استفاده کرد. سوuse استفاده و بهینه سازی تفاوت بین آسمان و زمین است. برای انجام یک کار تمیز و بدون زباله ، صداقت تحقیق و تجزیه و تحلیل از طریق آزمایش و خطای مکرر پیش نیاز اصلی است. از طریق آن ، بهینه سازی آرمان کمال را دنبال می کند. عالی زیباست. از این نظر ، بهینه سازی زیبایی دارد. این کاملاً در تضاد با امتیازات زشت است. هنگامی که او با تلاش مجدانه به بهینه سازی می پردازد ، استعداد خود را رشد می دهد و به سطح خاصی می رسد ، تبدیل به “موجود عالی” می شود. در امتیازات هیچ برتری وجود ندارد ، اما در سرمایه گذاری برتری وجود دارد. کمال فضیلتی است که توسط مردم دنبال می شود و به عنوان ایده آل برای آموزش دیده می شود. انسان ها تلاش می کنند تا از طریق آموزش به موجوداتی استثنایی تبدیل شوند و در این فرآیند رشد می کنند و لذت بی نظیری دریافت می کنند. به جز موارد بسیار استثنایی ، کمال هرگز به خودی خود اعطا نمی شود. در هر صورت نیاز به پرداخت نیز دارد. هیچ کمالی وجود ندارد که صیقل داده نشده و صیقل داده نشود. به همین دلیل ، شخصی که سرآمد است ، نه تنها فردی استثنایی است ، بلکه شخصی است که دیگران را سرمشق خود قرار می دهد. امتیازات شایسته انتقاد هستند ، مهمترین دلیل آن این است که باعث غیرقانونی بودن یا نابرابری می شود. دلیل آن این است که در صورت موفقیت از طریق استفاده از امتیازات ، هیچ موفقیتی حاصل نمی شود. هیچ کمال ، چیز دیگری برای یادگیری و هیچ سهمی در جامعه وجود ندارد. این اهمیت اجتماعی فقط وقتی وجود دارد که کمالی وجود داشته باشد که به عنوان الگویی برای دیگران باشد. از سوی دیگر ، این امتیاز بیشتر به دلیل آسیب رساندن به جامعه و بهره مندی از جامعه بدون کمک اجتماعی مورد انتقاد قرار می گیرد. در اصل ، از نظر لیاقت ، مهم نیست که شانس اجتماعی ، طبقه ممتاز یا چیز دیگری مهم باشد ، کسی که حتی اگر آن را بدهد نمی تواند غذا بخورد ، “یا حتی کسی که فقط می تواند آنچه را که داده است بخورد” بی رحمانه برداشته شده است زیرا او توانایی ندارد. منصفانه است که کسانی که این توانایی را ندارند حذف شوند. حذف توسط حقوق صاحبان سهام نه تنها در طبقه مستضعف بلکه در طبقه ممتاز نیز اتفاق می افتد. به نظر می رسد حداقل در دنیای تجربه عدالت “پدیده خال” باشد. بنابراین ، افرادی که موفقیت فردی را به عنوان یک شانس اجتماعی می دانند ، با انتقاد اجتماعی روبرو می شوند.

قلب صلاحیت ، صلاحیت سرمایه گذاران است

البته منظور از سرمایه گذاری این نیست که به یک امتیاز تبدیل شود. زیرا راهی وجود دارد که در آن سرمایه گذاری به یک امتیاز تبدیل می شود ، نه یک سرمایه گذاری. یا دیوار سرمایه گذاری را خیلی زیاد کنید ، یا تعداد سرمایه گذاری ها را خیلی زیاد کنید تا دیگران از عهده آن برآیند. سپس تفاوت بین اینکه چه کسی می تواند سرمایه گذاری کند و چه کسی نمی تواند سرمایه گذاری کند مسئله سرمایه گذاری نیست ، بلکه تفاوت در وضعیت است و به خودی خود به یک امتیاز تبدیل می شود. در کره ، آپارتمان ها معمولاً اولین مورد و تحصیلات مورد دوم هستند. پس از انتقال به “سرمایه گذاری” ، هنوز هم به عنوان یک امتیاز کار می کند. سرمایه گذاری یک امتیاز نیست و ممکن است شکست بخورد و شما باید مسئول آن باشید. اصل سرمایه گذاری مشخص بودن سود و زیان است. سرمایه گذار ضرر را متحمل می شود. از طرف دیگر ، کلید امتیاز مصونیت است. امتیاز این است که از مسئولیت آنچه دیگران باید انجام دهند یا آنچه دیگران نمی توانند انجام دهند اجتناب کنید. همچنین از ویژگی های این امتیاز است که در هر زمان بدون نیاز به مسئولیت در صورت عدم استفاده مجدداً قابل استفاده است. امتیازات را می توان بدون مصرف “تحقق بخشید” و هیچ چیز از دست نمی رود. این جنبه “عالی” است که در آن زمان ما شایستگی را به آن حد رسانده است. تفاوت در اختلاف منابع به همان اندازه که مهم است ، تمایل به استفاده مثر از آن منابع است. مانند کلمه “معنوی” ، این سرمایه گذاری با جذب و سرمایه گذاری حتی روح در آنچه موفقیت یا شکست هر شخص را تعیین می کند ، است. علاوه بر این ، لازم است سخت مطالعه کنید ، سخت کار کنید ، بهینه سازی و سرمایه گذاری کنید. مهم است که در دنیا به عنوان یک سرمایه گذار زندگی کنید و اینکه سرمایه گذار در ارزیابی چقدر صالح است. قلب توانایی شایستگی در آزمایش و ارزیابی توانایی سرمایه گذاران است. به همین ترتیب ، لیاقت این دوران موجب شده است که ثروت اجتماعی در حوزه تعالی افزایش یابد. این بدان معنی است که انتقاد از شایسته سالاری برای انتقاد از نابرابری هایی که شایسته سالاری ایجاد می کند کافی نیست. این به این دلیل است که ما باید با نابرابری مقابله کنیم و در عین حال راهی متفاوت به تعالی یا تعالی ارائه دهیم. مگر اینکه ادعا کنید مردم نباید برای کمال تلاش کنند و آن را بی فایده ادعا کنند. البته ، تعالی در نتیجه فقط تعالی نیست. رشد پیشرفت به سمت تعالی و تزکیه است و تعالیات و تعالی هایی وجود دارد که این روند بدون توجه به نتیجه ، نشان می دهد. حتی در این حالت نیز نمی توان از مسئله تعالی جلوگیری کرد. لحظه ای که برتری از بین می رود ، هدف و معنای زندگی انسان از بین می رود. ذهنیت نیز از بین می رود. هر چقدر که از رشد و تعالی خود مراقبت کند ، سوژه مسئول زندگی خود می شود. مردم تعالی را پرورش می دهند و پرورش می دهند ، رشد را دنبال می کنند و لذت مسئولیت زندگی خود را تجربه می کنند. در زندگی هیچ چیز جایگزین لذت رشد نیست.

مسیر تعالی بدون نابرابری چیست؟

علاوه بر این ، برای تبدیل شدن به “جنبشی” که برتری را رد می کند ، جنبش باید دستاوردهای بالایی داشته باشد. به طرز متناقضی ، حتی باید از رد تعالی نیز عبور کرد و راهی متفاوت به معنی و هدف زندگی داد. تنها در این صورت است که او الگوی خوبی برای مردم خواهد بود و ارزش ها را می پذیرد و پیروی می کند. این هم کمال است. آنچه عالی نیست نمی تواند مثالی باشد که دیگران را به تقلید ترغیب کند. مگر اینکه خودتان آن را رد کنید و کلا ناپدید شوید چگونه این می تواند یک حرکت در حال تغییر در جامعه باشد؟ ارائه راهی دیگر برای تعالی که منجر به نابرابری نشود ، جستجوی راهی برای تبدیل شدن به یک موضوع مسئول تعالی از طریق آن ، بزرگترین چالش برای کسانی است که می خواهند برابری شایسته را تحقق بخشند و آن را عملی کنند. ممکن است چنین باشد. اگر این مسیر ارائه نشود ، انتقاد نمی تواند قدرت داشته باشد زیرا حرکتی را تحریک می کند که جامعه را تغییر می دهد. افسرده ، انتقاد واقعا برای تعالی روی میز است. کیو ام یک جامعه شناس است

<한겨레21>لطفا همراه باشید

با قدرت اسپانسرها و مشترکان ساخته شده است. روزنامه نگاری با کاهش شدید درآمد تبلیغات در بحران است. فقط مالی مستقل چهره جامعه ما را آشکار می کند و منجر به گزارش های عمیق می شود که جامعه بهتر را پیشنهاد می کند. ما انتظار داریم اسپانسرها روی ارزش و آینده سرمایه گذاری کنند.

سوال
بخش نشر و بازاریابی Hankyoreh 21 (0243-710-0543)
پشتیبانی می کند
https://cnspay.hani.co.kr/h21/support.hani
اشتراک در
http://bit.ly/1HZ0DmD
برنامه تلفنی (پرداخت ماهانه موجود است) 1566-9595



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *