فرهنگ به طور کلی: فرهنگ: اخبار: Hankyoreh 21


وقتی در سنگین را باز کردم ، بویی ظاهر شد که بدون نگرانی از ماسک ، شناختن آن دشوار بود اما تشخیص آن دشوار بود. بوی ناخالصی نبود. از آنجا که این مکانی برای نگهداری حیوانات آزمایشگاهی است ، غذا و آب همیشه تازه بوده ، آلودگی ها تمیز شده و دما و رطوبت به طور دقیق کنترل شده است. با این حال ، در مکانی با این تعداد پستاندار زنده ، نفس چسبنده ، ماهی و داغ ایجاد شده توسط جیب های تنفس فضا را پر می کند. من برچسب روی قفس (قفس آزمایش حیوانات) را بررسی کردم و دوباره داخل آن را بررسی کردم. در قفس موش های ماده ای وجود داشت که اکنون کاملا سنگین شده بودند.

خاطرات برچیدن یک حیوان آزمایشی

وظیفه امروز ما یک کشت سلول اولیه است که سلولهای بافت مغز حیوانات آزمایشگاهی را استخراج و پرورش می دهد. سلولهای عصبی مورد نیاز این آزمایش فقط در دوره جنینی و زمانی که چرخه حاملگی (دوره حاملگی) به 2/3 برسد (چرخه حاملگی موشها 3 هفته و 2/3 2 هفته است) قابل کشت است. اگر خوب کشت نشود ، باید آن را خوب بررسی کنید. اگر خرما را اشتباه بگیرید ، فقط موشهای آمون را شکار می کنید. پس از بررسی مجدد برچسب ، مادران طبق پروتکل (برنامه آزمایشی) تحت درمان قرار گرفتند و رحم برداشته شد. معمولاً رحم شخصی که هر بار فقط یک کودک را حمل می کند به شکل کیسه مثلثی معکوس است اما رحم موش که همزمان حیوانات زیادی را حمل می کند مجموعه ای از دو غلاف V شکل است. تنها تفاوت این است که در آن میوه یک موش احاطه شده توسط یک آمنیون و نه یک لوبیا وجود دارد. فقط کار خوب باقی مانده است. وظیفه این است که فقط سر را از جنین موش کوچکتر از پنجه کوچک جدا کرده و روی میکروسکوپ قرار دهید و در حالی که از طریق لنز نگاه می کنید ، پوست موی نازک و منهای نازک را با یک موچین خوب جدا کنید و فقط بافت مغز را جدا کنید . چند موش وجود داشت و مدت زمان طولانی برای کار دقیق طول کشید. نزدیک بود که به چشمی میکروسکوپ فشار داده شود و باعث ایجاد یک علامت گرد در اطراف چشم شود. مدتها تمام توجهم را به چشمها و دستانم معطوف کردم و سعی کردم به چیز دیگری فکر نکنم. این ایده که من اکنون زندگی یک موجود زنده را می گیرم ، نفسی را که هنوز متولد نشده است ، خرد می کنم و آن را به صورت جداگانه از بین می برم. یادآوری اینکه آنچه با آن روبرو هستیم زندگی نیست ، بلکه فقط انبوهی از سلول است. فقط 10 سال پیش از شماره ناشناخته ای با من تماس گرفتند. این تماس تلفنی از یک مرکز باروری بود که به من در داشتن یک کودک کمک کرد. در آخرین آزمایش لوله تخمک گذاری بیش از حد انتظار تخمک گذاری بیش از حد داشت. شخصاً به دلیل عوارض جانبی به دلیل سندرم تحریک بیش از حد تخمدان مشکل بود ، اما بسیاری از تخمک های بارور ساخته شده و برخی از آنها منجمد شدند. این فراخوانی بود که جنین منجمد در مدت پنج سال به پایان عمر خود رسیده است. آنها گفتند که جنین ها را مطابق توافق متقابل مشخص شده در قرارداد از بین می برند. لحظه ای که دو نامه دور انداخته شده به وضوح در ذهن من مانده بود ، ناگهان صحنه ای از آزمایشگاهی را که 10 سال پیش تجربه کرده بودم به یاد آوردم. در روند کشتن یک موش زنده و از بین بردن جنین آن و پرورش آن ، این تفکری بود که من افکار متشنجی را که مطرح می شد سرکوب و پاک کردم و این یک عمر بود.

قانون اخلاق زیستی جنین را برای اهداف تحقیق منع می کند

به طور شهودی تشخیص خود از دیگران آسان است. با این حال ، این بسیار متفاوت از زمانی است که شخصی به عنوان یک انسان شناخته شود و از حقوق قانونی و نهادی مربوطه برخوردار شود. بسته به معیارهای تکامل بیولوژیکی ، برخی ادعا می کنند که تخمک و اسپرم بارور می شوند ، در حالی که برخی دیگر ادعا می کنند که رحم باید از لحظه اتصال به مادر کاشته شود و مشاهده شود. در مراحل اولیه رشد ، لحظه ای که سلول های بنیادی با عملکردهای مشابه به سلول هایی با ویژگی های عملکردی یا پس از جدا شدن جنین از مادر و خارج شدن از بدن متمایز می شوند. بسته به فرهنگ ، کودک در معده مادر است. بر اساس این دوره ، روح در لحظه شروع تولد خود جریان می یابد. در برخی موارد ، به نوزاد تازه متولد شده حق فرار از زندگی داده می شود و تنها وقتی کودک به عنوان یک خانواده پذیرفته می شود و حتی یک فرد به عنوان یک فرد تا یک مراسم سخت بزرگسالی شناخته نمی شود. کودکان و زنان قبل از بزرگسالی تابع پدرسالار بودند و پدرسالار حق فرار از مرگ و زندگی را داشت و برخی از حقوق فرهنگی اجتماعی اجازه حقوق بشر را در مورد برده داری ، فارغ از سن و جنس ، نمی دهد. با توسعه اخیر علوم و فنون مختلف ، اطلاعات مربوط به روند توسعه بیولوژیکی افراد جمع شده و حقوق قانونی عمدتا بسته به مرحله توسعه بیولوژیکی اعطا می شود. در کره ، وضعیت یک انسان مستقل به طور کلی از زمانی که تمام جنین ها در خارج از رحم مادر قرار می گیرند ، شناخته می شود ، اما هنگام ورود به قوانین دقیق ، این وضعیت کمی متفاوت خواهد بود. در قوانین کیفری ، آغاز تولد ، که به عنوان یک سیگنال تولد تلقی می شود ، نقطه شروع است و در قوانین مربوط به حق مطالبه غرامت یا بازماندگان ، می توان جنین را دارای حقوق یکسان با کودک متولد شده دانست. . قانون اخلاق و ایمنی زیستی استاندارد دقیق تری را برای هر مرحله از رشد انسانی پیشنهاد می کند. طبق این استاندارد ، جنین “یک تقسیم زمانی است که تخمک بارور شده انسان بارور می شود در حالی که تمام اندام ها از نظر جنین شناسی تشکیل شده اند. این به این معنی است که گروهی از سلول ها.” با این حال ، تمام جنین ها فقط به منظور بارداری مجاز به تشکیل هستند (این بدان معناست که ایجاد جنین برای اهداف تحقیق از همان ابتدا ممنوع است). با این حال ، اگر دارنده حق اجازه اهدا جنین باقی مانده را پس از تلاش برای بارداری دهد ، از آنها برای آزمایش استثنایی استفاده می شود. با این حال ، بیان شده است که این فقط برای جنین امکان پذیر است تا زمانی که غده بدوی ، که آغاز سیستم عصبی است (14 روز پس از لقاح) ، رشد کند.

احساس فاصله بین این کودک و این جنین

سن جنین های منجمد در آن زمان “7 روز پس از لقاح” بود. طبق استانداردهای قانونی ، این جنین ها نوعی “جمعیت سلولی” هستند و از آنجا که از دوره نگهداری قانونی فراتر رفته اند ، بقیه مراحل پس از اهدا ، بلافاصله پس از 7 روز استفاده برای اهداف تحقیق بلافاصله کنار گذاشته شده یا دور ریخته می شوند. بعلاوه ، از آنجا که یخ زدگی خود فرایندی است که در درجه اول سلولها را تحت فشار قرار می دهد ، دشوار است که بگوییم جنین ها در حال حاضر توسط ذوب شدن آسیب دیده اند و تا زمان حل شدن آنها به عنوان گروه های سلولی وجود داشته اند. بنابراین ، طبق دانش ، تجربه و نهادها ، این جمعیت سلول باید یک هدف بوده است ، نه یک زندگی. من این را یاد گرفتم ، با او اینگونه رفتار کردم و این کار را به صورت قانونی انجام دادم. من این را نمی دانستم و فکر نمی کردم که باید احساسی نسبت به او داشته باشم. اما ذهنم پیچیده بود. این یک مشکل اساسی بود که به ناچار در روند تولید حیات ، که روی یک خط مداوم قرار گرفت تا زمان مرگ توسط تخمک بارور شده ، ارائه شد. روند زندگی بشر از ابتدا تا انتها ادامه دارد. مردم بسیار شبیه به هم هستند. پیشرفت در علم باعث شده این واقعیت که زندگی بشر مداوم است ، به جای اینکه از انسانی در کدام سطح تشخیص دهد. هر چقدر با دقت به زیر میکروسکوپ نگاه کنید ، حتی در سطح سلولی و مولکولی ، تازه متوجه شدید که هیچ تمایز مشخصی وجود ندارد که منطقی باشد که مانند یک انسان با او رفتار شود. علاوه بر این ، در آن زمان یک کودک زنده در مقابل من بود که نمی توانستم تصور کنم غایب است. احساس فاصله بین این کودک و این جنین ها از این تفاوت کوچک ناشی می شود که در همان زمان در یک روز ساخته می شوند ، اما در مرحله جدا کردن ویال های مختلف (ظروف آزمایشگاهی) و برچسب ها با تعداد مختلف.

انتخاب کاملاً ذهنی است

بنابراین انتخاب بعد از آن در قلب من خالص بود. آیا آنها را به عنوان توده ای از سلول ها تعریف می کنید و تصمیم درستی می گیرید ، یا آنها را مانند کودکان متولد نشده من می پذیرید و آنها را در آغوش می گیرید؟ این همچنین شدیدترین لحظه ای بود که من موضوع مشترک این ستون را تجربه کردم ، “شکاف بین دانش عینی آموخته شده از کتاب و تجربه شخصی من”. چه نتیجه ای گرفتم؟ (ادامه به قسمت بعدی) ارتباط علمی علمی ژوئن لی

<한겨레21>لطفا همراه باشید

با قدرت اسپانسرها و مشترکان ساخته شده است. روزنامه نگاری با کاهش شدید درآمد تبلیغات ، در بحران است. فقط مالی مستقل چهره جامعه ما را آشکار می کند و منجر به گزارش های عمیق می شود که جامعه بهتر را پیشنهاد می کند. ما انتظار داریم اسپانسرها روی ارزش و آینده سرمایه گذاری کنند.

سوال
بخش نشر و بازاریابی Hankyoreh 21 (0243-710-0543)
پشتیبانی می کند
https://cnspay.hani.co.kr/h21/support.hani
اشتراک در
http://bit.ly/1HZ0DmD
برنامه تلفنی (پرداخت ماهانه موجود است) 1566-9595