Add your content here
Add your content here

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

فرهنگ به طور کلی: فرهنگ: اخبار: Hankyoreh 21

[ad_1]

وقتی با بزرگترها زندگی می کردم ، فقط مجبور بودم سخت کار کنم. در حالی که در خانه ام زندگی می کردم ، در سال اول دچار موجی از کیمچی شدم. سال بعد موج بریکت دیگری بود. افرادی که تجربه زندگی زیادی دارند ، در روزهای زمستان از قبل بریکت تهیه کرده اند. من جایی برای ذخیره بریکت ندارم و یک ماه آن را خریداری و استفاده کردم. مجبور شدم که بریکت بخرم ، اما لوازم کافی نبود ، بنابراین آنها را در صف مقابل کارخانه خریدم. یک نفر نمی تواند فقط ده بخرد. من هم یک لگن برداشتم و ده برگه در بین مردم خریدم. بریکت هایی که به تازگی گرفته شده مرطوب بوده و مشتعل نشده و بوی زیادی گاز می دهد. برادر بزرگم یک ماشین عقب با بریکت های خشک به من داد و من موفق شدم آنها را مخلوط کنم.

“پدر” ، زیرا پسرم که نمی توانست صحبت کند ، خوشحال بود

هنگامی که این کار بسیار دشوار و دشوار بود ، اداره پلیس پیونگ چانگ 10 هزار اسکناس سفارش داد. در آن زمان بسیاری از کلاهک های کره شمالی در کوه ها ، مزارع یا جاهای دیگر پرواز می کردند. این یادداشتی بود که به عنوان پاداش برای بالا بردن پیرانا داغ داده می شد. شوهرم برای ترکیب نت ها به کارخانه یادداشت ساموون در سئول رفت. به من اطلاع دادند که زمان می برد زیرا این یک طرح اساسی نیست ، اما یک صفحه مسی جدید مورد نیاز است. پس از استفاده از آن ، نیازی به استفاده مجدد از آن نیست ، بنابراین باید هزینه صفحه مسی را جداگانه پرداخت کنیم. شوهرم 3 شب و 4 روز پس از رفتن به سئول به عنوان مدیر طلسم به مولگل آمد. پسرم که تا آن زمان قادر به صحبت نبود ، چنان خوشحال بود که گفت: “پدر” و افتاد. گردن شوهرش را بغل می کند و نمی افتد. “من شنیدم که موجی از بریکت وجود دارد ، پس شما از کجا آمده اید که تجارت بریکت را انجام می دهید؟” هانی از کارخانه یادداشت سازی در ساموون بازدید کرد و در انبار زیرزمینی یادداشت های بهاری معمولی وجود داشت که مانند کاغذ جمع شده بودند. من پرسیدم که آیا این را دور می اندازم؟ آنها کارهای زیادی انجام دادند ، اما گفتند که به دلیل مد نبودن نمی توانند بفروشند. وقتی شوهرم پرسید آیا می توانید آن را بگیرید ، به من گفت که روی آن کار کن و آن را بردار. من نمی توانستم فقط آن را بیاورم ، بنابراین تقریباً هزینه کاغذ را پرداخت کردم و به مدت سه روز آن را گردگیری کردم و به خانه فرستادم. چندین بسته جعبه دفتر با اضافه کردن جعبه تحویل داده شد. آنها می گویند همه همسران یکسان هستند ، بنابراین نیازی به تصمیم گیری درباره آنها نیست. به نظر خیلی زیاد نمیاد درب آن کمی ضخیم تر از منبت است و فنر آن را دور کاغذ سفید می پیچد. خیلی زشت است که چمدان خود را بدون اینکه چمدان آن را جدا کنید در اتاق جعبه قرار دهید. جعبه دفترچه را باز کردم و همانطور که گردگیری کردم آن را در گوشه اتاق جمع کردم. ده کتاب در گوشه اتاق مرتباً انباشته شده بود ، به طوری که فنرها وارونه شدند ، تکان داده شدند. در غیر این صورت ، یادداشت های زشت اتاق باریک را اشغال می کردند. من تعجب می کنم که آیا این فروخته می شود؟ پسر کوچک من عاشق این است که به انبوهی از نت ها آویزان شود و بازی کند. من صدها بار گفته ام که هرگز نباید به آن پایبند باشید زیرا خطرناک است. وقتی مدتی از اتاق خارج می شدم ، صدای جیغ پسرم را در اتاق شنیدم. پسر جوان را روی دفتر گذاشتند. “دفترچه اش را می گیرم.” تقریبا صدمه دیدم من و شوهرم را مجازات کردم که دیگر به انبوه یادداشت ها برنگردم. شوهر پسرش را تنبیه می کند و بسیار دلشکسته است. “کودک من چه مشکلی دارد؟” تقصیر یک بزرگسال است که این چیزها را در گوشه اتاق قرار می دهد. ”

دانش آموزان روستایی یادداشت های بهتری نسبت به دانش آموزان شهر یادداشت می کنند

قیمت ها ناگهان بسیار زیاد می شوند. هر روز به روشی متفاوت بالا می رود ، بنابراین رفتن به بازار ترسناک است. مردم شکایت دارند که با افزایش قیمت ها ، قیمت muk-namul که سال گذشته ربوده شده نیز افزایش یافته است. بحران نفت وجود داشت. آنها گفتند در حالی که قیمت نفت در حال افزایش است ، قیمت کاغذ بیشترین افزایش را دارد. در ترم جدید ، دفترهایم لاغرتر شدند. در ابتدا من Muji Spring Note را با همان قیمت نمونه جدید فروختم. دانش آموزان با همان قیمت چندین برابر ضخیم تر ، یک دفترچه خریداری کردند. گفته می شد که در تاریخ دانش آموزان دفترهای ارزان و ضخیم وجود دارد. در میان دانش آموزانی که فقط به دنبال دفترهای زیبا بودند ، یادداشت بهاری ارزان و با کیفیت بیشترین محبوبیت را داشت. در ابتدا ارزان آن را فروختم و سپس قیمت را متوسط ​​افزایش دادم. هیچ کجای کشور نبود که هیچ یادداشت بهاری بی فایده و غفلت شده ای وجود داشته باشد. این یک خاصیت شد که فقط در خانه من فروخته می شود. خوشبختانه یادداشت هایی که به عنوان پاداش برای بلند کردن پیرانا داغ داده می شد مدت ها قبل از افزایش قیمت کاغذ ساخته شده بود ، بنابراین به زیبایی از کاغذ با کیفیت ساخته شده بود. وقتی پیرانای گرم را گرفتم ، در مدرسه به دانش آموزان یادداشت می دادند. کودکان در کوه از پدربزرگ و مادربزرگ خود به کوه رفتند و سیگنال صدای سوخته را گرفتند. وقتی یک عموی یا یک بزرگسال در خانواده لوله سوختگی را برداشت ، آنها آن را به دانش آموزان خانواده دادند. بچه های کوهستان دفترهای ضخیم و با کیفیت به عنوان پاداش دریافت می کردند. در بهار همان سال ، دانش آموزان روستایی دفترهای بهتری نسبت به دانش آموزان در مرکز نوشتند. همه حکایتی دارند که نشان می دهد بالا بردن پیرانا چقدر سخت بود. پدربزرگ محلی با انبار خود به کوهستان رفت و عصر خزید و به خانه بازگشت. لحظه ای که پدربزرگم دستش را دراز کرد و سعی کرد از شاخه ای در لبه صخره نردبان را بگیرد ، افتاد. با این حال ، پدربزرگم به من گفت که بیش از یک جاده در این صخره وجود دارد ، اما یک علفزار پایین ، بنابراین او خیلی صدمه ای ندید.

“هر بار که یکی جدید خریداری کردم ، قیمت آن بالا رفت.”

بهار نوت Muji در بهار امسال دو بار بلند شد. هر وقت قیمت را افزایش می دادم ، همیشه دانشجویان پیگیر بودند. آخرین بار آن را ارزان خریدم ، اما بعد از چند روز می پرسم چرا آنقدر جلو رفتم که قیمت ارزان می خواهم. من مجبور شدم برای خواهرم توضیح دهم که آن چیزی که ما می خواهیم نیست و هر وقت یک جدید خریداری کردیم ، این مسئله مطرح شد. افراد اطراف ما در مورد عمده فروشی س askingال می کنند ، اما ما نمی توانستیم به آنها عمده فروشی بدهیم ، بنابراین هر وقت فقط این موجودی را داشتیم باید نگران می شدیم. این کاغذ در زمانی ساخته می شد که قیمت پایین بود و بازی خوب بود ، بنابراین گران نبود و یک دفترچه یادداشت خوب بود ، حتی اگر قیمت آن بالا بود. هرچقدر که شرایط دشوار باشد ، وسایل مدرسه همچنان که فروش دانش آموزان خوب است ، به فروش می رسند. دفترچه ها در ترم جدید تمام شده بودند و فضای خالی اتاق خالی بود. با تشکر از ساموون نوت ، ما یک قدم به رویای ساخت خانه خود نزدیک هستیم. به زودی جون ، نویسنده ای 45 ساله<강원도의 맛>

<한겨레21>لطفا ، ص

با قدرت اسپانسرها و مشترکان ساخته شده است. روزنامه نگاری با کاهش شدید درآمد تبلیغات در بحران است. فقط امور مالی مستقل چهره جامعه ما را نشان می دهد و منجر به گزارشگری عمیقی می شود که جامعه بهتری را ارائه می دهد. ما انتظار داریم اسپانسرها روی ارزش و آینده سرمایه گذاری کنند.

سوال
بخش نشر و بازاریابی Hankyoreh 21 (0243-710-0543)
پشتیبانی می کند
https://cnspay.hani.co.kr/h21/support.hani
اشتراک در
http://bit.ly/1HZ0DmD
برنامه تلفنی (پرداخت ماهانه موجود است) 1566-9595



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *